مقالات

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • اسماعیل صفا | اِسْماعیل‌ صَفا (1284- 1319ق‌/ 1867-1901م)‌)، ادیب‌ و شاعر ترك‌. پدر وی‌ محمد بهجت‌ (1244- 1295ق‌/ 1828- 1878م‌) شاعری‌ از مردم‌ طرابوزان‌، و مأمور عالی رتبۀ حكومت‌ عثمانی در مكۀ معظمه‌ بود و اسماعیل‌ در دوران‌ خدمت‌ پدرش‌ در آن‌ شهر زاده‌ شد (اینال‌، 1552 ؛ بانارلی، 997). برخی از منابع‌ تاریخ‌ تولد وی‌ را 18...
  • اسماعیل حقی عالیشان | اِسْماعیل‌ حَقّی عالیشان‌ (1288-1363ق‌/ 1871-1944م‌)، ادیب‌، سیاستمدار، زندگی نامه‌نویس‌ و مترجم‍‍‌ معاصر ترك‌. نام‌ او با پسوند الدم‌ نیز آمده‌ است‌ (نك‍ : اوزگه‌، III/ 1351؛ «دائرةالمعارف‌ دیانت‌»، XI/ 21).
  • اسماعیل عادلشاه |
  • اسماعیل پاشا نشانچی | اِسْماعیل‌ پاشا نِشانْچی‌ (مق 1101ق‌/ 1690م‌)، صدراعظم‌ سلطان‌ سلیمان‌ دوم‌ عثمانی‌. تاریخ‌ تولد اسماعیل‌ دانسته‌ نیست‌، اما از آنجا كه‌ هنگام‌ مرگ‌، 70 ساله‌ بوده‌ (عثمان‌زاده‌، 114)، می‌توان‌ گفت‌ كه در حدود سال‌ 1031ق‌ متولد شده‌ است‌. از خانواده‌ و تبار وی‌ نیز هیچ‌ آگاهی‌ در دست‌ نیست‌. او اصلاً از قصبۀ ...
  • اسماعیل بن نجید |
  • اسماعیل صدقی |
  • اسماعیل شهید | اِسْماعیل‌ شَهید، محمد اسماعیل‌ (1193- ذیقعدۀ 1246ق‌/ 1779- مۀ 1831م)‌)، فرزند عبدالغنی و نوادۀ شاه‌ ولیالله دهلوی‌، از علمای‌ هند و یكی از رهبران‌ مسلمان‌ در مبارزه‌ با سیكهای‌ تندرو. وی‌ به‌ شاه‌ اسماعیل‌ نیز شهرت‌ داشت‌.
  • اسماعیل بن قاسم |
  • اسماعیل بن احمد سامانی | اِسْماعيل‌ بْن‌ اَحْمَدِ سامانی‌، ابوابراهيم‌ (شوال‌ 234- صفر 295ق‌/ 849 -907م‌)، امير سامانی‌ و بنيان‌گذار دولت‌ بزرگ‌ سامانيان‌. اطلاعات‌ ما دربارۀ احوال‌ اسماعيل‌ ، خاصه‌ پيش‌ از مرگ‌ برادرش‌ امير نصر، بيشتر مبتنی‌ بر تواريخ‌ محلی‌ و دودمانی‌ ايران‌، به‌ويژه‌ تاريخ‌ بخاراي‌ نرشخی‌ است‌، اما آثاري‌ چون‌ وفي...
  • اسماء و صفات | اَسْماءْ وَ صِفات‌، دو اصطلاح‌ در علم‌ كلام‌ كه‌ مراد از آن‌ نامها و صفتهاي‌ ذات‌ باري‌ است‌. مباحث‌ مربوط به‌ اسماء و صفات‌ در طول‌ تاريخ‌ كلام‌ و عرفان‌، مسيري‌ پر فراز و نشيب‌ را طی‌ كرده‌ است‌؛ به‌ نحوي‌ كه‌ فارغ‌ از اين‌ تحول‌ تاريخی‌، به دست‌ دادن‌ تعريفی‌ فراگير براي‌ مفاهيم‌ اين‌ دو اصطلاح‌ در دوره‌ها...
  • اسماعیل (ع) | اِسْماعيل‌ (ع‌)، فرزند ابراهيم‌ خليل‌ (ع‌)، پيامبري‌ الهی‌ كه‌ ميان‌ مسلمانان‌ به‌ عنوان‌ ذبيح‌ شناخته‌ می‌شود و نسب‌ پيامبر اكرم‌(ص‌) بدو می‌رسد. نام‌ وي‌ در منابع‌ اسلامی‌ غالباً عجمی‌ و مركب‌ از دو واژۀ «اسمع‌» و «ايل‌» (به‌ معناي‌ «خدايا بشنو») دانسته‌ شده‌ است‌ و گفته‌اند كه‌ ابراهيم‌(ع‌) به‌ هنگام‌ درخو...
  • اسماعیل | اِسْماعيل‌، شهري‌ در استان‌ (اُبلاست‌) ادسا در جمهوري‌ اوكرائين‌. نام‌ اين‌ شهر در زبان‌ روسی‌ ايزمائيل‌ و در زبان‌ مولداويايی‌ سمريل‌، سميل‌ و نيز سيميل‌ بوده‌ كه‌ از واژۀ اسلاوي‌ زمی‌ به‌ معناي‌ مار و يا اژدها مشتق‌ شده‌ است‌. اين‌ واژه‌ همچنين‌ عنوانی‌ براي‌ برخی‌ اميران‌ و اشراف‌ مولداوي‌ بوده‌ است‌ (EI2,...
  • اسماعیل اول صفوی | اِسْماعيل‌ اَوَّل ‌صَفَوي‌ (سلـ 907 -930ق‌/ 1501-1524م‌)، نخستين‌ پادشاه‌ سلسلۀ صفويه‌، ملقب‌ به‌ ابوالمظفر بهادر خان‌ حسينی‌ فرزند سلطان‌ حيدر و نوادۀ دختري‌ اوزون‌ حسن‌ آق‌ قويونلو.
  • اسماعیل، مولای | اِسْماعيل‌، مولاي‌، ابوالنصر المظفر بالله‌ ابن‌ محمد شريف‌ بن‌ علی‌ شريف‌ حسنی‌ علوي‌ طالبی‌ (1056-27 رجب‌ 1139ق‌/ 1646- 9 مارس‌ 1727م‌)، از اشراف‌ سجلماسه‌ (سرهنگ‌، 86؛ بستانی‌، 13/ 290؛ زركلی‌، 1/ 324) و دومين‌ سلطان‌ از شرفاي‌ فلالی‌ و از مشهورترين‌ فرمانروايان‌ علوي‌ مراكش‌. در برخی‌ نسب‌نامه‌ها و مآخذ نا...
  • اسماء و احکام | اَسْماءْ وَ اَحْكام‌، عنوان‌ يكی‌ از مسائل‌ كلامی‌ است‌ كه‌ متكلمان‌ دربارۀ آن‌ بحثهاي‌ مهم‌ و مفصلی‌ كرده‌اند و غالب‌ كتابهايی‌ كه در زمينۀ علم‌ كلام‌ نوشته‌ شده‌، از اين‌ بحث‌ خالی‌ نيست‌. منظور از «اسماء» اين‌ است‌ كه‌ وصفهايی‌ چون‌ ايمان‌، كفر، معصيت‌، طاعت‌، ظلم‌، عدل‌، جور و فسق‌ بر چه‌ مسما و موصوفی‌ د...
  • اسماعیل، امام زاده | اِسْماعيل‌، اِمام‌زاده‌، بقعۀمتعلق‌ به‌يكی‌ از اعقاب ‌امام‌ حسن‌(ع‌) در اصفهان‌. سلسله‌ نسب‌ اسماعيل‌ در كتيبۀ بقعه‌ ذكر شده‌ است‌ (نك‍ : گدار، 139 ؛ قس‌: جابري‌، 186). جايگاه‌ امام‌زاده‌ اسماعيل‌ در تاريخ‌ عالم‌آراي‌ عباسی‌ محلۀ «كليار» نوشته‌ شده‌، و صورت‌ كلمه‌ حاكی‌ از اين‌ است‌ كه‌ به‌ نحوي‌ با اطلاق‌ كن...
  • اسماعیل بن بلبل | اِسْماعیل بن بُلْبُل‌، ابوالصقر (مق جمادی‌ الاول‌ 278/ اوت‌ 891)، از دیوانیان‌ و وزرای‌ خلفای‌ عباسی‌ در سدۀ 3ق‌.
  • اسماء بنت عمیس | اَسْماءْ بِنْت‌ عُمَيْس‌ (د پس‌ از 40ق‌/ 660م‌)، از زنان‌ صحابی‌. پدرش‌ عميس‌ بن‌ مَعَد، از قبيلۀ قحطانی‌ بنی‌ خثعم‌ بن‌ انمار و مادرش‌ هند دختر عون‌ بن‌ زهير حِميري‌ بود (كلبی‌، 1/ 356، 358).
  • اسماء بن خارجه | اَسْماءِ بْن‌ خارِجه‌ (د 82ق‌/ 701م‌)، از اشراف‌ و بزرگان‌ كوفه‌. آگاهيهاي‌ مربوط به‌ خاندان‌ اسماء براي‌ درك‌ سرگذشت‌ و مواضع‌ او در برابر حوادث‌ كوفه در سالهاي‌ ميانی‌ سدۀ 1 ق‌ بسيار مهم‌ است‌. وي‌ از قبيلۀ بنی‌ فزاره‌ بود (كلبی‌، جمهرۀ...، 434). پدرش‌ خارجۀ بن‌ حِصن‌ در 9ق‌/ 631م‌ پس‌ از غزوۀ تبوك‌ در شمار...
  • اسماعیل انقروی |
  • الاسماء الحسنی |
  • اسماعیل بن اسحاق ازدی |
  • اسماء بنت یزید | اَسْماءْ بِنْت‌ يَزيد (د پس‌ از 60ق‌/ 680م‌)، يكی‌ از زنان‌ صحابه‌ كه‌ خطابۀ او نزد پيامبر اكرم‌(ص‌) شهرتی‌ ويژه دارد.
  • اسلیمی | اِسْلیمى، یكى از 7 طرح اصلى در نگارگری سنتى ایران (نک‍ : نویدی، روضةالصفات، 50). اسلیمى را نمودار تجریدی درخت، به ویژه تاك دانسته‌اند كه با گردشها و پیچشهای پى در پى و هماهنگ شاخه‌های آراسته به برگها و نیم برگها و گرههای آن از پایه‌ای كه بند اسلیمى خوانده مى شود، مى روید و با آهنگ منظم و ساختار چشم نوازی كه م...
  • اسلام گرای | اِسْلام‌گِراي‌، نام‌ چندتن‌ از خانها و خان‌زادگان‌مسلمان‌ دودمان‌ چنگيزي‌ «گِراي‌» از نسل‌ جوچی‌ كه‌ از سدۀ 9 تا 12ق‌/ 15 تا 18م‌ در شبه‌ جزيرۀ كريمه‌ فرمان‌ می‌راندند:
  • اسم | اِسْم‌، يكی‌ از اقسام‌ سه‌گانۀ كلمه در دستور زبان‌ عربی‌ (اسم‌، فعل‌ و حرف‌). عالمان‌ صرف‌ و نحو بيش‌ از دو قسم‌ ديگر كلمه‌ به‌ بررسی‌ و تعريف‌ اسم‌ پرداخته‌اند. نخستين‌ اشاره‌اي‌ كه‌ به‌ اسم‌ شده‌، همان‌ است‌ كه در روايت‌ ابوالاسود دؤلی‌ (ه م‌) در قرن‌ 1ق‌/ 7م‌ آمده‌ است‌ (نك‍ : ه‍ د، 5/ 188). چند دهه‌ پس‌ ا...
  • اسلام آباد غرب | اِسْلام‌آبادِ غَرْب‌، نام‌ شهرستان‌ و شهر مركز آن‌ واقع‌ در استان‌ كرمانشاه‌.
  • اسلام آباد | اِسْلام‌آباد، پايتخت‌ جديد جمهوري‌ اسلامی‌ پاكستان‌. اين‌ شهر كه در نزديكی‌ راولپندي‌ قرار دارد، در اكتبر 1959/ مهر 1338 به‌ جاي‌ شهر كراچی‌ به‌ عنوان‌ پايتخت‌ پاكستان‌ برگزيده‌ شد و در فوريۀ 1960 نام‌ اسلام‌ آباد براي‌ آن‌ انتخاب‌ گرديد (ذبيح‌، 241؛ نلسن‌، 147 ؛ اردو...، 2/ 702-703).
  • اسلام شهر | اِسْلام‌ شَهْر، شهر و شهرستانی‌ به‌ همين‌ نام‌ در استان‌ تهران‌.
  • اسلام آباد | اِسْلام‌ آباد (اننت‌ ناگ‌)، شهر و ناحيه‌اي‌ در استان‌ كشمير جنوبی‌، در جنوب‌ شرقی‌ درۀ كشمير در شمال‌ سلسله‌ جبال‌ پير پنجال‌ در 43 و 47 عرض‌ شمالی‌ و 75 و 12 طول‌ شرقی‌.
  • اسماء | اَسْماء (د 73ق‌/ 692م‌)، دختر ابوبكر بن‌ ابی‌ قحافه‌ از صحابۀ پيامبر(ص‌)، از نخستين‌ گروندگان‌ به‌ اسلام‌ و نيز راوي‌، مشهور به‌ ذات‌النطاقين‌. در 27 پيش‌ از هجرت‌ در مكه‌ زاده‌ شد (ابن‌ عساكر، 10؛ ابن‌ اثير، علی‌، 5/ 392؛ نووي‌، 2/ 329). وي‌ در كودكی‌ در مكه‌ به دعوت‌ پدر خويش‌ ابوبكر اسلام‌ آورد و هجدهمين‌ ...
  • اسلی | اِسْلی‌، يا ايسلی‌، رودي‌ در شرق‌ مغرب‌ (مراكش‌) كه‌ به‌ علل‌ تاريخی‌ و سياسی‌ شهرت‌ يافته‌ است‌. اين‌ رود كه‌ از كوههاي‌ مغاز در نواحی‌ مرزي‌ ميان‌ مغرب‌ و الجزاير سرچشمه‌ می‌گيرد، مسافتی‌ حدود 100 كم را از جنوب‌ غربی‌ وَجده در دشتهاي‌ اَنجاد به‌ سوي‌ شمال‌ شرقی‌ طی‌ می‌كند و پس‌ از عبور از وادي‌ مويله‌ به‌ ...
  • اسماءالله |
  • اسلام آباد | اِسْلام‌ آباد، نام‌ چند شهر و ناحيۀ هند در دورۀ زمامداري‌ مسلمانان‌. كهن‌ترين‌ مأخذ دربارۀ نام‌ اسلام‌ آباد در هند مربوط به‌ سدۀ 9ق‌/ 15م‌ و حكومت‌ خلجها در مالوه‌ است‌ كه‌ قلعه‌اي‌ را، نزديك‌ هوشنگ‌ آباد در مركز هند، بدين‌ نام‌ می‌خوانده‌اند (كرمانی‌، 29-30؛ دي‌، اوپندرانات‌، 97 -96 ؛ فرشته‌، 2/ 243- 244). م...
  • اسلم خان کشمیری |
  • اسلامبول |
  • اسلامیه | اِسْلاميّه‌، شهر كوچكی‌ در بخش‌ مركزي‌ شهرستان‌ فردوس‌ (استان‌ خراسان‌). نام‌ پيشين‌ اين‌ شهر باغستان‌ بود ( فرهنگ‌ جغرافيايی‌ آباديها...، 5) كه در سرشماري‌ 1355ش‌ به‌ اسلاميه‌ تبديل‌ يافت‌ ( فرهنگ‌ آباديها...، 21/ 201). اين‌ شهر در 34 و 10 عرض‌ جغرافيايی‌ و 58 و 15 طول‌ شرقی‌ (مفخم‌ پايان‌، 1/ 54)، در ارتفاع...
  • اسلام و ایمان |
  • آجودان باشی | آجودان‌باشی، (رئیس آجودانها)، اصطلاح و عنوانی نظامی كه در زمان قاجاریان از كشورهای غربی به ایران آمد و یك‌چند كاربُرد پیدا كرد و به‌تدریج از میان رفت. كلمۀ فرانسوی adjudant خود از لاتین adjuvare (یاری كردن) مشتق است كه در 1671م، از اسپانیایی ayudgante به فرانسه و انگلیسی راه یافت و از 1776م رسماً بر افسران جز...
  • آجودان باشی | آجودان‌باشی، اسماعیل خان فرزند میرزا علی‌اكبر خان (1265-1327ق / 1849-1909م)، افسر و سیاست‌پیشۀ دورۀ قاجاری از روزگار ناصرالدین شاه تا پایان كار محمدعلی شاه. نخست افسر توپخانه بود و در 1320ق / 1902م، به دریافت لقب «سیف‌السلطنه» نایل گردید. میرزا اسماعیل خان در 1300ق / 1883م، با درجۀ سرتیپ اولی، مانند پدر، آجود...
  • آجودان باشی | آجودان‌باشی، جهانگیرخان پسر سلیمان‌خان سهام‌الدوله و برادرزادۀ منوچهرخان معتمدالدوله (1249-1309ق / 1832-1891م)، سیاست‌پیشۀ برجستۀ روزگار ناصرالدین شاه قاجار. از مهاجران ارامنۀ تِفْلیس بود و به علت مقام و احترام پدر، از توجه شاه برخوردار گشت و ترقی بسیار كرد. در 1273ق / 1856م، قرارداد پاریس (در مسألۀ هرات) را ...
  • آجودان باشی | آجودان‌باشی، حسنعلی‌خان خویی (د 1277ق / 1860م) از امیران عصر ناصری كه به مقام آجودان‌باشی رسید و در 1264ق / 1848م از كار بركنار شد، ولی در 1271ق / 1855م با سمت پیشكار عبدالصمد میرزا عز‌الدوله، پسر سوم محمدشاه قاجار، عازم حكومت قزوین شد و 6 سال پس از آن از جهان درگذشت. حسنعلی خان دیگری از طایفۀ افشار كه از پیش...
  • آجودان باشی | آجودان‌باشی، محمدحسین خان (یا حسین خان) مقدم مراغه‌ای ملقب به صاحب‌اختیار و نظام‌الدوله (د 1283ق / 1866م)، نخستین شخصیت نظامی و سیاسی ایران كه به مقام آجودان‌باشی (ه‍ م) رسیده است. وی از اعقاب آقاخان مقدم از امیران مشهور دورۀ صفوی و خواهرزادۀ میرزاجعفرخان مشیرالدوله بود كه در زمان فتحعلی شاه (1185-1250ق / 177...
  • آثار علوی | آثارِ عُلْوی، رساله‌ای در بیان اسباب و علل وقوع حوادث جوّی و پدیده‌های زمینی به زبان فارسی، نوشتۀ خواجه ابوحاتم مظفر بن اسماعیل اَسْفزاری، منجم و ریاضی‌دان ایرانی (د ح 515 ق / 1121م). ابوحاتم كه كتاب را به مولانا نظام‌الدین فخرالملك فرزند خواجه نظام‌الملك طوسی اهدا كرده، دربارۀ سبب نگارش و موضوع آن در دیباچه ...
  • اسفیجاب |
  • اسکندر | اِسْكَنْدَر، یا اسكندر سوم‌ (356-323ق‌م‌)، فرزند فیلیپ‌ دوم‌ مقدونی‌، در منابع‌ اسلامی‌ مشهور به‌ اسكندر مقدونی‌، یا اسكندر رومی‌، یا اسكندر ذوالقرنین‌؛ از سرداران‌ و پادشاهان‌ بلند آوازۀ تاریخ‌ جهان‌ باستان‌ و فاتح‌ گسترۀ پهناوری‌ از كرانۀ خاوری‌ مدیترانه‌ تا فراسوی‌ رود سند.
  • اسکندریه | اِسْكَنْدَریه‌، دومین‌ شهر بزرگ‌ و مهم‌ترین‌ بندر مصر و مركز استان‌ (محافظه‌) اسكندریه‌، واقع‌ در كنارۀ دریای‌ مدیترانه‌ و كرانۀ باختری‌ دلتای‌ نیل‌ و حدود 183 كیلومتری‌ شم‍ال‌ غربی‌ قاهره در 29 و 54 طول‌ شرقی‌ و 31 و 12 عرض‌ شم‍الی‌ ( بریتانیكا، 1978م‌، ماكرو، I/ 479؛ چمبرز...، I/ 248).
  • اسکندرنامه | اِسْكَنْدَرْنامه‌، عنوان‌ مجموعه‌هایی‌ منثور یا منظوم‌ كه‌ موضوع‌ اصلی‌، یا محور مطالب‌ آنها، اسكندر (ه م‌) مقدونی‌ است‌. البته‌ شم‍اری‌ آثار منظوم‌ یا منثور با عنوان‌ «اسكندرنامه‌» نیز وجود دارد كه‌ موضوع‌ آنها هیچ‌ - یا چندان‌ - ارتباطی‌ به‌ اسكندر مقدونی‌ ندارد. بعضی‌ از سرایندگان‌ نیز ظاهراً به‌ سبب‌ شهرت...
  • اسکافی، ابوجعفر | اِسْكافی‌، ابوجعفر محمدبن‌ عبدالله‌، متكلم‌ پر آوازه‌ و تشیع‌گرای‌ مكتب‌ معتزلۀ بغداد (د 240ق‌/ 854م‌). با اینكه‌ نیاكانش‌ اهل‌ سمرقند بودند (ابن‌ ندیم‌، 213)، او را ظاهراً به‌ واسطۀ اقامت‌ در اسكاف‌، اسكافی‌ خوانده‌اند. اسكاف‌ نام‌ ناحیه‌ای‌ از نهروان‌ بود كه‌ بین‌ بغداد و واسط قرار داشت‌ (یاقوت‌، 1/ 252؛ سم...
  • اسکندر افرودیسی | اِسْكَنْدَرِ اَفْرودیسی‌، فیلسوف‌ مشائی‌ و برجسته‌ترین‌ مفسر و شارح‌ نوشته‌های‌ ارسطو. وی‌ از شهر افرُدیسیاس در شم‍ال‌ خاوری‌ ناحیۀ كاریا در آسیای‌ صغیر بوده‌ است‌ كه‌ اكنون‌ ویرانه‌های‌ آن‌ در منطقۀ آیدین‌، در تركیه‌ قرار دارد. هرچند تاریخ‌ دقیق‌ زندگی‌ اسكندر شناخته‌ نیست‌، اما می‌دانیم‌ كه‌ وی‌ در میان‌ نی...

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: